نوشتنی
امروز سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹

من اسیر نیستم

از صدای بوق ماشین و فریاد آدما کلافه شده بودم که صدای دلنشین یه ساز توجهم جلب کرد
یهو انگار تمام صداهای دور و برم قطع شد و فقط و فقط یک چیز دیدم و شنیدم

یه پیرمرد با موهای سفید و لباس زخمیش که ویلون میزنه

 

 

مطالب مرتبط
تا به حال هیچ دیدگاهی در این مطلب ارسال نشده است شما اولین نفر باشید