نوشتنی
امروز شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹

برایم نوشته بود که دفتر آرزوهایت را جلد کن

برایم نوشته بود که دفتر آرزوهایت را جلد کن
خندیدم و آفتاب را نشانش دادم .
اما خیلی زود آسمان غرق خون و خیلی زودتر تسلیم تاریکی شد.
ابر‌ها تا دم گوشم باریدند و سیل دفتر ِ خیس و پاره ای را تا دریا دور انداخت .

« مجتبی امیری »
!i

مطالب مرتبط
تا به حال هیچ دیدگاهی در این مطلب ارسال نشده است شما اولین نفر باشید