نوشتنی
امروز چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹

من خیابان زده ام، خسته ام از خستگی ام

من خیابان زده ام، خسته ام از خستگی ام
از همه روز دویدن، پی این زندگی ام

گفته بودم که پس از رفتن تو، جان و تنم
همه آوار شده بر سر و این تیرگی ام

من از این قصه خبر داشتم و می‌دیدم
که تو هِی دور و در این قصه‌ی بیچارگی ام

« مجتبی امیری »
.

مطالب مرتبط
تا به حال هیچ دیدگاهی در این مطلب ارسال نشده است شما اولین نفر باشید