نوشتنی
امروز سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹

سال‌هاست تو را از خاطر برده ام

سال‌هاست تو را از خاطر برده ام
دیگر نه به تو‌فکر میکنم نه آن گوشواره‌های طلایی که لای موهای پریشانت گم بود‌.

دیگر حتی چشم‌های نقره گون و پر از غرورت را در یاد ندارم

گرمای آغوش چشمان و نوازش واژه‌هایت در گوشم نجوا نمی شود

حتی صدای دویدنت تا پشت در را فراموش کرده ام.

من، آن پسرک سر به زیر و ساکت دیروز، سال‌هاست تو را در خاطر ندارم و نمی دانم در آن تن پوش فیروزه ای، الماس گونه می درخشی .

همانقدر دلبرانه
همانقدر بُرّنده
همانقدر که فراموشت کرده ام .

« مجتبی امیری »

مطالب مرتبط
تا به حال هیچ دیدگاهی در این مطلب ارسال نشده است شما اولین نفر باشید