نوشتنی
امروز سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹

این روز‌ها

این روز‌ها، لرزش نفس‌هایم، با نگاهی هماهنگ شده که هنوز برای بوسیدن چشمانش در سرم امیدی هست .

این روز‌ها درون سینه‌ام جز غبار ابر‌های تاریک، جوانه‌ی گندمی سبز سر از خاک‌برداشته که در نمناک ترین تاریک‌خانه‌ی ممکن با شب تاب ها آواز میخواند .

این روزها خاکستری ترین نقطه‌ی قلبم، بوی شعله‌ای گرم می‌دهد .

این روز‌ها که مرگ درنگ کرده، لبخند فرصت هم‌نوایی با لب‌های خشیده‌ام یافته .

این روز‌ها، به نفس کشیدن ناامیدترین اعدامی ِ شهر، امید دارم .

« مجتبی امیری »
.

مطالب مرتبط
تا به حال هیچ دیدگاهی در این مطلب ارسال نشده است شما اولین نفر باشید