نوشتنی
امروز سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹

به مهرِ مهربانی‌های بی‌مهر

به مهرِ مهربانی‌های بی‌مهری که از پاییز لبریز و از آغوش خیابان‌ها، مرا پُر کرد، دلم از بوی باران و خم سرمای شب‌های پر از دیوانگی، تا انتهای کوچه‌های تیره و بن بست، همراه‌تر، از کرم شب‌تابِ درون پاکتِ سیگار، راهی دید، راهی مثل پرواز از میان کوه ِ آدم‌ها.

کلاغ روی دیوارِ بلند و ساکت و آرام، میخندید.
به رویای من، این شب‌های خیس از بغض ماه و ابر‌های ناکس و بی‌رحم، تا جایی که دستان و توان و دل مهیا بود، هِی شلاق میکوبید بر جان و جهان از رعد و خشم و گریه ها لبریزتر میشد.

« مجتبی امیری »

مطالب مرتبط
تا به حال هیچ دیدگاهی در این مطلب ارسال نشده است شما اولین نفر باشید