دلنوشته ها - نوشتنی

نوشتنی
امروز یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۹

راه و بی راه ِ زندگی

آرامش گاهی لباس سکوت به تن میکند

کنار ِ یک برکه ی آرام

گاه لباس هیاهو و فریاد

توی ِ پارک و در آواز ِ شیرین ِ گنجشک ها

 

ادامه و ثبت نظر

چند ساعت قبل از غروب

– چند ساعت تا غروب ِ آفتاب ِ مهربانی ها باقی مانده بود

– من در اولین ایستگاه ِ خوشبختی به چراغ قرمز ِ خیابان نگاه میکنم

– به امید ِ جاری شدن ِ لبخند روی صورت ِ مسافر ها

– ولی باور ِ سرد ِ رگبار هر چه غم بود ، روی سر آدم ها خالی کرد

– و رفت !

پ ن :

– چند جمله ی بی محتوا

– با هیچ کوهی سر ِ سازش ندارم

ادامه و ثبت نظر

فاصله ی ذهن و جنون

ذهن داره برداشت هایی که از زندگی داره کنار هم میچینه

با ترتیبی منحصر به فرد

به سبکی متفاوت از احساس و منطق

اما این وسط احساس چرا نمیتونه دنیای نقره ای یه دیوونه مثل منو تغییر بده؟

شاید واسه دروغ و دورویی هایی باشه

که روزی هزار بار سیاهی این دنیا رو بهش اثبات میکنه

شاید واسه اینه که همیشه جواب خوبیاش با یه سیلی محکم داده شده

الانم هیچ کس جز نگاهی که هر روز صبح تو آینه میبینه واسش قابل اعتماد نیس

پ ن :

+ یکی امشب خیلی ادعای عشق میکرد ولی خیلی راحت تو یه آزمایش ساده باخت .

+ امشب فاز روحی جالبی ندارم

+ سیگار

+ عاشق _ این آدم زنجیری ام

+ به شدت از دو اصطلاح ” مخ زدن ” و ” تور کردن ” متنفرم .

ادامه و ثبت نظر

سکوت ، سرد ، شب

اینجا تمام روز هایی که بی تو گذشت

در کالبد ِ واژه ها جان میگیرند

مرور میشود تنفس ِ لحظه لحظه های دیروز

و باران به جنگ ِ شعله ی سرخ سیگار میرود

ولی حیف که هر دو می میرند

و تنهایی و سکوت ِ سرد ِ شب سهم این ثانیه ها می ماند !

ادامه و ثبت نظر

دلگیرم و ..

من تمام دیروز را به اتش کشیدم

وقتی اولین بوسه ی عاشقانه ام بر لب سیگار نشست

وقتی تمام آرزوهایم دود شد و آسمان را به اغوش کشید

همان لحظه که خاکستر ِ خاطرات روی زمین میریخت

و من تنها به سکوت ِ سرد کوچه ها فکر میکردم .

ادامه و ثبت نظر

بد اخلاق ، خشک ، بی حوصله

سیاه ترین نقطه ی _ زمین

زائیده ی احساسات _ خشکیده ی _ من نیست ؟

ادامه و ثبت نظر

دور تر از دلتنگی

امروز تمام ثانیه هایم دود شد

لبخند هایم شکست

و کسی دور تر از دلتنگی ها

میان آسمان سکوت کرد .

ادامه و ثبت نظر
  • 1
  • ...
  • 12
  • 13
  • صفحه 14 از 14